آتشنشانان پارس جنوبی در روزهای جنگ
آتشنشانان منطقه ویژه انرژی پارس در روزهای جنگ ۱۲روزه، با وجود خطر حمله مجدد و سنگینی لباس ۲۱ کیلوگرمی، به سمت حوادث دویدند در حالی که خانوادههایشان در شهرستانها با نگرانی اخبار را دنبال...
به گزارش هشدار زودهنگام انرژی، سنگینی لباس آتشنشانی تنها بر شانهها حس نمیشود؛ پشت هر لباس، خانوادهای ایستاده که با نگرانی خروج یگانش را بدرقه میکند و چشمانتظار بازگشت اوست. غلامرضا احمدیپور، افسر شیفت آتشنشانی سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، ۲۷ سال است با این شغل زندگی میکند. او میگوید آتشنشانی ذاتاً شغلی پرخطر است، اما جنگ شرایط متفاوتی رقم میزند؛ زیرا آتشنشان ممکن است به محل حادثه اعزام شود در حالی که احتمال حمله دوباره نیز وجود دارد. احمدیپور در روزهای جنگ در منطقه حضور داشت و خانوادهاش که حدود ۱۰۰ کیلومتر با محل کار او فاصله دارند، همواره نگران وضع او بودند. او گاهی به دلیل شرایط کاری، ۱۴ روز در منطقه میماند و بیشتر اوقات را در کنار همکارانش سپری میکند.

نوید بردستانی، آتشنشان ایستگاه ۲ پردیس، درباره تجهیزاتش میگوید: لباس عملیاتی آتشنشانی سه لایه دارد و در کنار تجهیزات تنفسی، وزن کل مجموعه به حدود ۲۱ کیلوگرم میرسد. به گفته او، علاقه به شغل و آمادگی جسمانی دو عامل مهم برای آتشنشان است؛ زیرا باید سریع عمل کند، اما همزمان آرامش خود را حفظ نماید و در چند ثانیه درباره ورود به موقعیت خطرناک تصمیم بگیرد. این آمادگی در جنگ ۱۲روزه معنای دیگری پیدا کرد؛ زمانی که آتشنشانان افزون بر آتش و دود، احتمال اصابت دوباره و بازگشت هواپیماها را نیز در محاسبات خود داشتند.
پیمان مرادی، آتشنشان راننده و عضو واحد ایمنی و آتشنشانی سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، از لحظات حساس روزهای جنگ روایت میکند. او میگوید نخستین انفجار را از پشت ایستگاه دیده و شنیدند؛ حادثهای که حدود ساعت ۱۴ و ۱۴ دقیقه در محدوده پالایشگاههای ۱۵ و ۱۶ رخ داد. مرادی ادامه میدهد: در جریان عملیات خنکسازی تأسیسات، خطر همچنان پابرجا بود. همانزمان به نیروها اعلام شد چند فروند هواپیما برای بمباران دوباره در حال بازگشت هستند و باید محل را ترک کنند. برای آتشنشانی که در فاصله نزدیک حادثه ایستاده و مشغول مهار پیامدهای آن است، چنین خبری یعنی در چند لحظه باید میان ادامه عملیات و حفظ جان نیروها تصمیمگیری شود.

آتشنشانان میخواهند مردم درباره زمان رسیدن به محل حادثه قضاوت عجولانه نکنند. آنها تأکید میکنند که هیچ آتشنشانی نمیخواهد در رسیدن به حادثه تأخیر داشته باشد یا از کمک به مردم باز بماند. گاهی پیش از ورود نیروها باید شرایط ایمن شود، مسیر دسترسی بررسی شود یا خطرهای ثانویه از بین برود. این فاصله چند دقیقهای نهتنها بیتفاوتی، بلکه تدبیری برای جلوگیری از قربانی شدن خود نیروهاست.

خانوادههای آتشنشان در شهرستانها اخبار را از رسانهها دنبال میکردند و از شرایط منطقه باخبر بودند، اما آتشنشانان تلاش میکردند نگرانیهای خود را به خانه منتقل نکنند و گاهی بخشی از واقعیت را نزد خود نگه میداشتند تا خانواده بتواند آرامتر منتظر بماند. آنها میدانستند هر خبری که از منطقه به خانه برسد، میتواند ساعتها نگرانی ایجاد کند و گاه در اوج آتش و دود، یک پیامک ساده بسنده میکردند: «خبری نیست، همه جا امن و امان است.»
در کنار آتشنشانان خط مقدم، اتوبوس خاص فرماندهی و ارتباطات سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس نقش حیاتی در مدیریت بحران داشت. این خودروی تخصصی به عنوان نقطه فرماندهی متحرک طراحی شده و امکان استقرار و هماهنگی نیروها در شرایط بحرانی را فراهم میکند. اهمیت این اتوبوس در روزهای جنگ ۱۲روزه زمانی بیشتر خود را نشان داد که مدیریت حادثه محدود به یک نقطه نبود و احتمال وقوع همزمان حوادث در نقاط مختلف منطقه وجود داشت.

سامانههای GSM، VHF، UHF، فیبر نوری، اینترنت و وایفای در این اتوبوس پیشبینی شده و امکان ارتباط میان شبکههای مختلف و انتقال اطلاعات از صحنه حادثه را فراهم میکند. مدیرانی که در صحنه حاضر بودند، از طریق این اتوبوس در منطقه خطر از نزدیک به مدیریت و فرماندهی پرداختند؛ همان حضور دلگرمیبخش آتشنشانان.
روایت آتشنشانان سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس از جنگ، فقط روایت آتش، انفجار و عملیات نیست؛ روایت خانوادههایی است که در تمام این لحظهها سهمی از اضطراب را به دوش کشیدهاند. بااینحال، در روزهای جنگ ۱۲روزه، وقتی بسیاری از خودروها از منطقه دور میشدند، آتشنشانان مسیر دیگری را انتخاب کردند؛ مسیری بهسمت حادثه. پشت آن لباس ۲۱ کیلوگرمی، فقط تجهیزات ایمنی قرار ندارد؛ مسئولیت، تعهد، نگرانی خانواده و سالها انتخاب آگاهانه برای نجات دیگران جای دارد.
بدون نظر! اولین نفر باشید